تبليغاتX
Silver Boy

متاسفانه بدليل كپي برداري بسياري از وبلاگها و سايتها، از فيلمها آهنگها ومطالب اين سايت(همچون فيلم لحظه انفجار در اهواز و آهنگهاي روي وبلاگ) كه باعث مصرف زياد پهناي باند ميشد،عليرغم ميل باطنيم مجبور به قفل كردن راست كليك در اين سايت شدم البته لازم به ذكره كه چون لينك دانلود فيلمها در صفحه جديد باز ميشود از قفل كردن فيلمها خودداري كردم و ميتونيد لينك فيلمهارو در سايتتون بزاريد

در صورت نياز به آهنگها و مطالب روي وبلاگ فقط به صورت نظر در سايت اعلام كنيد

در نظرسنجی اگر گزینه های 4و یا 5 رو انتخاب میکنید حتما دلیلتونو بگید در غیر اینصورت ثبت نخواهد شد

منوی اصلی

  صفحه نخست
ایمیل به مدیر
درج در عـلاقه مندیـها
تبدیل به صفحه خانگی
ذخیره کردن این صفحه
خروج از وبلاگ

آرشیو موضوعی

 

مهمترين مطالب

  فيلم لحظه انفجار اهواز *** ماسوله دومين شهر تاريخي جهان *** جديدترين كليپهاي موبايل

آرشیو زمانی

 

لینک دوستان

 

نطرتون در مورد سايت

  دوستاني كه احيانا گزينه هاي 4 و يا 5 رو انتخاب ميكنن حتما دليلشونم تو تالار گفتمان(پائين نظرسنجي) بگن تا بررسي بشه

چي دوست داري بگي

 

ساعت نقاط مختلف جهان

 
New Page 2

provided by webloger


لوگوی وبلاگ

 

زادروز زرتشت، تنها پيامبري که از ميان آرين ها برخاست
 

شش فروردين زادروز زرتشت،تنها پيامبري است كه از ميان آرين ها برخاست و " کردار نيک ، پندار نيک ، و گفتار نيک " را ندا داد و ترويج کرد و ايرانيان را با اين منش پرورش داد. آيين زرتشت در زمان ساسانيان دين دولتي ايران شد و روحانيون زرتشتي در دستگاه حکومتي داراي مقام و منزلت شدند و به همين سبب، مردم آنان را در ضعف هايي که از دولت و مقامات رسمي مي ديدند شريک مي پنداشتند و اين آيين مروج اخلاقيات از اواخر دوران آن دودمان رو به ضعف نهاد. اوستا - کتاب مفصل زرتشت - در عين حال از قديمي ترين نوشته هاي جهان و سند تمدن پيشرفته ايرانيان عهد باستان است. زادروز زرتشت از دوران ساسانيان يک روزملي اعلام شد و بر ايام رسمي نوروز اضافه گرديد.

نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1385 و ساعت 3:39 توسط : Silver Boy

 

|| [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ]


نوروز
 

آغاز سال جدید مبارک

سال نو مبارک

نوروز و آيينهاي باشكوه آن، مسيري سه هزار ساله و پرپيچ و خم را پيموده تا به ما رسيده است. «نوروز» كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرينهاي جنوبي) است. آيينهاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار ميرود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار ميكنند و بزرگ ميدارند و به همين جهت است كه انديشمندان «نوروز» را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند كه مورخان در قوه محركه اش ترديد ندارند؛ زيرا كه در طول تاريخ نيروي عظيم و كارآييهاي فراوان آن را درك كردهاند.
نوروز» روز ملي و جشن همه كساني است كه در فلات ايران ( ايران زمين ) خود يا نياكانشان به دنيا آمدهاند و تاريخ و فرهنگ مشترك دارند، از جمله تاجيكها، افغانها، كردها و ساكنان سرزمينهايي كه در طول قرون و اعصار، امپراتوري ايران را تشكيل داده بودند.
دو قرن است كه امپراتوري ايران براثر توطئههاي استعمارگران اروپايي از ميان رفته است، اما فرهنگ مشترك و مدنيت غني قوم ايراني باقي مانده و نوروز همچنان روز ملي همه مردمي است كه از كوههاي پامير و بدخشان تا انتهاي كوههاي كردستان
سوريه و از قفقاز تا رود سند و منطقه خليجفارس سكونت دارند.
نوروز، هدفهاي آن و وقايعي كه در طول قرون و اعصار در اين روز روي داده است در خور توجه فراوان است.
در بسياري از آثار گذشته نگاران، از جمله در تاريخ طبري، شاهنامه فردوسي و آثار بيروني؛ نوروز به جمشيد، شاه افسانهاي و درپاره اي ديگر به کيومرث نسبت داده شده و آن را به دليل آغاز بهار، برابر شدن روز و شب و از سر گرفته شدن درخشش خورشيد و اعتدال طبيعت، بهترين روز در سال دانسته اند.
به نوشته برخي از مورخين بر پايه افسانه ها، سه هزار سال پيش در چنين روزي، جمشيد از كاخ خود در جنوب درياچه اروميه (منطقه باستاني حسنلو) بيرون آمد و عميقاً تحت تأثير آفتاب درخشان، و خرمي و طراوت محيط قرار گرفت و آن روز را «نوروز» ، روز صفا، پاك شدن زمين از بدي‌ها و روز سپاسگزاري از خداوند بزرگ ناميد و خواست كه از آن پس، بدون وقفه، هر سال در اين روز آيين ويژه‌اي برگزار شود- آييني كه هنوز ادامه دارد و از گزند زمانه و هرگونه تحول سياسي و اجتماعي مصون مانده است.
لازم است بدانيم كه مهاجرت آرين‌ها به صورت سه دسته مادها، پارس‌ها، پارت‌ها به سرزمين ايران در قرن هشتم پيش از ميلاد تكميل شد. اين گروه از آرين‌ها از گروهي كه به اروپا رفتند، جدا شده بودند که مورخان آنان را آرين‌هاي جنوبي مي‌خوانند. مادها در منطقه غرب ري (تهران امروز) تا مرز ايلام از جمله آترپاتكان (آذربايجان) و كردستان مستقر شدند و بعدا حكومتي به پايتختي همدان در تأسيس كردند كه به احتمال زياد جمشيد از ميان آنان برخاسته بود. زيرا، پارس‌ها در جنوب و جنوب شرقي «ري» تا سواحل خليج‌فارس وبيشتر افغانستان و بلوچستان امروز اسكان گرفته بودند و پارت‌ها در شرق درياي مازندران از جمله خراسان بزرگ، دامغان، خوارزم و گرگان - تپورستان ( مازندران ) و نواحي اطراف استقرار يافته بودند.
ترويج آموزش‌هاي زرتشت- تنها پيامبري كه از ميان آرين‌ها برخاسته- به نوروز جنبه معنوي‌تري بخشيد، زيرا زرتشت بر كردار، گفتار و پندار نيك تأكيد داشت و هر عمل خلاف عدالت را نفي مي‌كرد و تحولات تاريخ را نتيجه كشمكش بدي و خوبي مي‌دانست كه سرانجام با شكست قطعي بدي؛ آرامش، صفا، شادي، صميميت و عدالت جهانيان تأمين خواهد شد. نوروز فرصت خوبي براي زدودن افكار بد از روح، پايان دادن به دشمني‌ها از طريق تجديد ديدارها و نيز شاد كردن دوستان و بستگان، مخصوصاً سالخوردگان با دستبوسي آنان و مبادله هديه بوده است.
كوروش بزرگ مؤسس امپراتوري ايران كه از مادر، ماد و از پدر، پارس بود نخستين حكمران ايراني بود كه به نوروز جنبه رسمي داد و در سال 534 پيش از ميلاد دستورالعملي براي آن تدوين كرد كه شامل ترفيع نظاميان، ابلاغ انتصابات تازه، سان ديدن از سربازان، عفو مجرمين پشيمان، ايجاد فضاي سبز و پاكسازي محيط زيست- از منازل شخصي گرفته تا اماكن عمومي ـ بود. چهارسال پيش از آن ،كوروش پس از تصرف بابل، نوروز را در آنجا جشن گرفته بود و به اين سبب برخي از مورخان، زمان اعلام رسمي و عمومي شدن نوروز به عنوان عيد ملي را سال 538 قبل از ميلاد نوشته اند. بابل در 29 اکتبر سال 539 پيش از ميلاد به تصرف ايران درآمده بود.
در دوران هخامنشيان، يازده روز اول فروردين (فرورتيشن/ Farvartishn) ويژه انجام مراسم نوروز بود. شاه در نخستين روزسال نو روحانيون، بزرگان، مقامات دولتي و فرماندهان ارشد نظامي، دانشمندان و نمايندگان سرزمين‌هاي ديگر را مي‌پذيرفت و ضمن سپاسگزاري از عنايات خداوند، گزارش كارهاي سال كهنه و برنامه‌هاي دولت براي سال نو و نظر خويش را بيان مي‌كرد كه نصب‌العين قرار گيرد. اين آيين تا همين اواخر با جزيي تفاوت رعايت مي‌شد. شاه سپس پيشكش‌ها را دريافت مي‌كرد كه نمونه آن در كنده‌كاري‌هاي تخت جمشيد ديده مي‌شود. آنگاه مراسم سان و رژه برگزار مي‌شد و افسراني كه قهرمان دفاع از وطن شده بودند، ترفيع و پاداش مي‌گرفتند و مقامات تازه و قضات نو معرفي مي‌شدند.
نوروز، مردم نخست به ديدن سالخوردگان خانواده، بيماران و از كارافتادگان ميرفتند و اداي احترام ميكردند (احترام و رعايت احوال سالخوردگان و نسل بازنشسته، در ميان ايرانيان همواره نهايت اهميت را داشته است). سپس عيد ديدني آغاز مي شد. پيش از ديد و بازديدها، در لحظه تحويل سال هر فرد از خدا ميخواست كه در سال نو روان او را پاك و آرام نگهدارد. اين مراسم پس از 25 قرن به همين صورت ادامه دارد و باعث اعجاب ملل ديگر شده است.
سران دولت هخامنشي در آداب و رسوم و قوانين سرزمين‌هاي غيرآريايي‌نشين كمتر مداخله مي‌كردند ولي در مصر كه بيش از يك قرن يكي از ايالات ايران به شمار مي‌رفت، آيين هاي نوروز را رواج داده بودند و با اعزام سفير به حبشه (اتيوپي) از شاه انتخابي اين كشور خواسته بودند كه نوروز را برسميت بشناسد و برگزار كند، آلودن محيط‌زيست (آب و هوا و زمين) را منع ، و براي دروغ‌گفتن و سوء نيت مجازات در نظر بگيرد.
داريوش بزرگ كه در گسترش آيين‌هاي نوروزي در ميان متصرفات غيرآرين امپراتوري ايران سعي بليغ داشت در مراسم نوروز 515 پيش از ميلاد (هفت‌سال پس از آغاز فرامانروايي اش) تصميم خود را در زمينه ايجاد سنگ نبشته بيستون- حاوي آرزوها، اندرزها و شرح قلمرو ايران- اعلام كرد كه مورخان با توجه به اين سنگ نبشته گفته‌اند كه ايران تنها كشور جهان است كه سند مالكيت دارد. بزرگترين آرزوي داريوش كه در اين كتيبه آمده، اين است كه خداوند ايران را از آفت دروغ و خشكسالي مصون سازد.
پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباي تخت جمشيد در پارس و گشايش آن، آيين هاي رسمي نوروز، باشكوه بي‌مانندي در آنجا برگزارمي شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد دو هفته طول كشيد. مردم عادي در تالار صدستون و سران ايالات و مقامات ترازاول در تالارهاي ديگر اين كاخ حضور مي‌يافتند. كار ساختن تخت جمشيد (يوناني‌ها پرس‌پوليس = شهر پارس خوانده‌اند) 51 سال طول كشيد. داريوش اول تصميم به ساختن آن، در محلي نه چندان دور از پاسارگاد گرفت، ولي پادشاه سوم بعد از او آن را گشود و به اين ترتيب ايران داراي دو پايتخت شد: شوش پايتخت اداري و تخت جمشيد پايتخت سياسي.عنوان «تخت جمشيد» را قرن‌ها بعد، عوام‌الناس به آن دادند، حال آن كه اين كاخ با جمشيد افسانه‌اي ارتباطي نداشته است. از اين كاخ كه گوياي تمدن و پيشرفت ايرانيان باستان است بر قلمروي ميان سند، دانوب، مديترانه و نيل فرمانروايي مي‌شد. حسادت اسكندر مقدوني نسبت به اين شكوه و عظمت، عامل عمده ويراني اين كاخ به دست او شد. افراد خاندان سلطنت و درباريان در هر کجاي کشور که بودند پيش از فرا رسيدن نوروز خود را به تخت جمشيد مي رسانيدند و بهار را در آنجا بسر مي بردند.
داريوش دوم به مناسبت نوروز، در سال 416 پيش از ميلاد سكه زرين ويژه‌اي ضرب كرد كه يك طرف آن شكل سربازي را در حال تيراندازي با كمان نشان مي‌دهد. ضرب سكه زر و سيم يک قرن پيش از آن توسط داريوش اول آغاز شده بود. سكه‌هاي داريوش اول به «داريك» يا «دريك» موسومند. بايد توجه داشت که رسم دادن سکه به عنوان عيدي از زمان هرمز دوم - شاه ساساني در سال 304 ميلادي آغاز شده است.

منهم صمیمانه سال جدید رو به همه دوستان تبریک میگم

اینهم یک کادوئی کوچک از طرف من خدمت دوستان به مناسبت آغاز سال جدید

http://www.iranclip.com/swf/norooz1.swf
http://www.persiancards.com/images/ecard/137.swf


با آرزوی 12 ماه شادی ، 52 هفته خنده ، 365 روز سلامتی ؛ 8760 ساعت عشق ، 525600 دقیقه برکت ، 3153000 ثانیه دوستی

سال نو مبارک

نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند1384 و ساعت 21:4 توسط : Silver Boy

 

|| [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ]


روزغم انگيزي كه كوروش بزرگ از اين دنيا رفت
 

روزغم انگيزي كه كوروش بزرگ بنيادگذار ايران از اين دنيا رفت

كوروش بزرگ بنياد گذار كشور ايران ، مردي كه عموم تاريخ نگاران او را «انديشمند ، دادگستر و مهربان » توصيف کرده اند در مارس سال 530 پيش از ميلاد ــ 9 سال پس اعلام امپراتوري ايران درگذشت . وي يازده سال پس از ايجاد دولت واحدي از سه طايفه مهاجر قوم آرين - پارس ، ماد و پارت - شهر بابل ( در جنوب عراق امروز و پايتخت يک امپراتوري به همان نام) را تصرف و در آنجا در اكتبر سال 539 پيش از ميلاد ايجاد امپراتوري مشترك المنافع ايران را اعلام كرده بود.
     امپراتوري ايران در زمان كوروش كه نام او در غرب با قلب تلفظ حروف يوناني ، سيروس و سايرس ، تلفظ مي شود از هند تا مرمره و از سيحون (سير دريا ) تا درياي سرخ امتداد داشت . كوروش براي اخراج طوايف آرال كه در آسياي ميانه وارد سرزمين هاي امپراتوري پارسها( تاجيكستان امروز و نواحي اطراف) شده بودند به اين منطقه رفته بود كه به سوي او كه سوار بر ارابه بود و سربازانش را در ميدان جنگ هدايت مي كرد زوبيني پرتاب شد و عمر وي پايان يافت. با وجود درگذشت كوروش ، سربازان او جنگ را بردند . آرالي ها تمدني عقب مانده و غير قابل قبول براي ايرانيان داشتند و كوروش مايل به آلوده شدن ايرانيان به اين تمدن از جمله همبستر شدن با زنانشان مقابل چشم ديگران نبود.
    موسس و پدر كشور ايران كه مادرش ماد و پدرش پارس بود در ميدانهاي جنگ،هميشه در ميان سربازان بود و از آنان جدا نمي شد و جان خود را بر سر همين روش گذارد . او بارها گفته بود كه نبايد سرباز جان بركف نهد و بجنگد و افتخار پيروزي نصيب شاه شود كه دور از ميدان جنگ در چادر خود درميان نيروهاي محافظ و اسبان آماده براي فرار مي آسايد.
    جنازه كوروش همچنان كه وصيت كرده بود به پاسارگاد پارس منتقل و مدفون شد و آرامگاه او تا به امروز باقي مانده است و پس از وي پسرش كامبيز دوم ( كامبوزبا ، كمبوجيا - كمبوجيه هم تلفظ شده است ) بر جاي او نشست كه مصر را ضميمه امپراتوري ايران كرد.
    كوروش هنگام تعيين محل دفن خود از اين كه براي مدتي بسيار طولاني جسد او قطعه زميني را از ثمر دادن باز مي دارد از مردم ايران ( قبلا ) پوزش خواسته بود.
    كوروش جهاني فكر مي كرد و همه ملتها را متساوي الحقوق مي دانست و عقيده به ايجاد يك دولت جهاني داشت تا جنگها و خونريزي ها پايان يابد و يک قانون واحد حاكم بر روابط ملتها باشد . اعلاميه او پس از فتح بابل كه سلطانش به آزار دادن ساير ملل و نيز اتباع خود شهرت داشت، نخستين منشور ملل متحد شناخته شده و نگهداري مي گردد.
     كوروش پس از تصرف هرسرزمين كه مي كوشيد با كمترين تلفات انساني صورت گيرد ، رهبري آن ملت را تغيير نمي داد، آداب و قوانين و دين ايرانيان ( آيين زرتشت) را به آنان تحميل نمي كرد . وي شورائي از اين رهبران به رياست خود تشكيل داده بود و امپراتوري او در حقيقت يك جامعه مشترك المنافع بود و شرط عضويت در اين جامعه دادن آزادي به مردم خود ، بر قراري حكومت قانون ، منع بردگي و قطع ظلم و تعدي بود. ارتش كوروش سربازان اسير را به بردگي نمي فروخت و اموال ملت مغلوب را مصادره و غارت نمي كرد . يهوديان در كتاب مقدس خود كوروش را آزاديبخش و او را يك مسيح خوانده اند. كوروش اسيران يهودي دولت بابل را آزاد كرد و به وطن خود بازگردانيد و با پول ايران شهرهايشان را كه به دست سلطان بابل ويران شده بود مرمت و نوسازي كرد.
    طبق نوشته برخي از مورخان ، فوت كوروش در چهارم مارس اتفاق افتاد.

روحش شاد


نوشته شده در شنبه 13 اسفند1384 و ساعت 0:2 توسط : Silver Boy

 

|| [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ]


جشن سده ایرانیان برگزار شد
 

جشن سده ایرانیان برگزار شد

زرتشتیان تهران با برپایی جشن سده، سالروز  پیدایش و مهار آتش را به دست بشر گرامی داشتند

در این مراسم که دوشنبه در کوشک ورجاوند برگزار شد، ابتدا موبد کورش نیکنام (نماینده زرتشتیان در مجلس) با خیر مقدم به حاضران، سده را یک جشن ملی و کهن دانست.

در ادامه، سردار شعبانی (جانشین فرمانده نیروی انتظامی) اظهار داشت: امیدوارم ایرانی در مملکت خود از آنچه که خوب و زیبا است،دفاع کند و ما هم بتوانیم به وظیفه خود که همان حفظ آرامش بین آحاد مردم است،عمل کنیم.

میرجلال الدین کزاری(استاد دانشگاه) نیز در سخنانی گفت:فرهنگ ایرانی بزرگترین گنجینه ای است که ما از آن برخورداریم و به آن افتخار میکنیم.

در پایان این مراسم از دکتر شهریاری به عنوان چهره ماندگار زرتشتیان تقدیر شد.

در این جشن ، گروه موسیقی نیروی انتظامی چند قطعه موسیقی اجرا کردند.

پس از اوستا خوانی و پیش از روشن کردن آتش، هفت دختر و پسر در حالی که لاله های آتش و ساقه های برسم در دست و لباسهای سفیدی بر تن داشتند،به همراه هفت موبد که آنها نیز سفیدپوش بودند، به سمت رشته هیزم که قطری در حدود شش متر داشت، رفتند.

هفت عددی مقدس و یادآور هفت گام عرفانی در فرهنگ زرتشت است و به همین دلیل هفت موبد به همراه هفت لاله ، آتش جشن سده را روشن می کنند.

همچنین ساقه های برسم،ساقه های خوشبویی هستند که علاوه بر اینکه برای روشن کردن هیزم ها به کار می آیند،سبب خوشبو شدن هوا نیز میشوند.

پس از آنکه گروه همراهی کننده آتش به محل هیزم ها رسیدند،موبد ها دور پشته هیزم چرخیدند و سپس با همراهی یک دختر یا پسر لاله به دست،در هفت نقطه مستقر شدند و با شاخه های برسم هیزم ها را آتش زدند. به تدریج که ارتفاع شعله های آتش افزایش میافت،برخی از مردم در حالی که چشم به آتش داشتند، دست به نیایش برداشتند.

وقتی کمی از گرمای شعله های آتش کم شد،موبدان پشت سر نوازندگان بار دیگر دور آتش چرخیدند و از محوطه خارج شدند.

به این ترتیب، ایرانیان که تولد خورشید در شب یلدا،یعنی اول دی ماه جشن گرفته بودند، مراسم چله مهر را نیز در دهم بهمن برگزار کردند و با خاموش شدن آتش جشن سده، در انتظار آمدن جشن باستانی و ملی خود یعنی نوروز هستند


نوشته شده در پنجشنبه 13 بهمن1384 و ساعت 19:8 توسط : Silver Boy

 

|| [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ]


یلدا
 

يلدا، طولانى ترين شب روزگار ما
تولد دوباره خورشيد

يلدا

 

امشب خورشيد متولد مى شود. شب و تاريكى به پايان مى رسد و با تولد خورشيد، روشنايى آغاز خواهد شد. زيرا از اين شب به بعد، بر ساعات روز افزوده شده و رفته رفته روزها طولانى مى شوند. امشب شب وداع با تيرگى است.

بى شك يلدا را مى توان تنها آيين باستانى ايرانى دانست كه گذر زمان چندان بر آن تاثيرى نداشته است. نه مانند جشن هاى مهرگان و تيرگان كه جشن هاى رسمى ايرانيان بودند كمرنگ يا بى رنگ شد و نه مانند جشن چهارشنبه سورى شكل و شمايل اش تغيير كرده تا بدانجا كه ديگر نمى توان آن را يك جشن باستانى به حساب آورد. يلدا همچنان، همچون زمان ايران باستان برگزار مى شود، شايد دليلش آن است كه يلدا فراتر از يك جشن ملى است و در پس چهره خود پشتوانه عظيمى را پنهان كرده است.

يلدا ريشه در تاريخ جهان دارد. شب يلدا زادروز مهر يا ميتراست. خداى پيمان و عهد و ايزدى تويى. ميترائيسم يكى از تأثيرگذارترين مذاهبى است كه نخست در شرق، و بعدها در غرب و در دين مسيحيت ردپاى بسيارى از خود به جاى گذاشت. اين شب را از ديرباز نزد مردم جهان شبى مقدس مى دانستند. يلدا از نظر معنى معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومى به معنى تولد است و نوئل از ريشه يلدا است. واژه «يلدا» سريانى و به معنى ولادت است، ولادت خورشيد (مهر و ميترا)؛ و روميان آن را (ناتاليس انويكتوس) يعنى روز تولد مهر شكست ناپذير مى ناميدند. پس از مسيحى شدن روميان سيصد سال پس از تولد عيسى مسيح كليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسى پذيرفت، زيرا زمان تولد او دقيقاً معلوم نبود. در واقع يلدا يك جشن آريايى است و پيروان ميترائيسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مى كرده اند. وقتى ميترائيسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت در روم و بسيارى از كشورهاى اروپايى روز 21 دسامبر به عنوان تولد ميترا جشن گرفته مى شد، ولى پس از قرن چهارم ميلادى به دنبال اشتباهات محاسباتى اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت و در آن زمان مسيحيان روز 6 ژانويه را به عنوان روز تولد مسيح جشن گرفتند. اما با گسترش مسيحيت در آن زمان به دليل اينكه نمى توانستند مردم را از برپا داشتن اين جشن منع كنند بنابراين روز كريسمس را با روز 25 دسامبر جابه جا كردند. اما آنچه مسلم است يلدا جشنى ايرانى است. جشنى است كه ايرانيان پس از رهايى از بيدادگرى و ستم، به شكرانه بازيافتن آزادى برپا مى كردند و پيروزى نيكى بر بدى، و روشنايى بر تاريكى، و داد بر ستم را گرامى مى داشتند.

يلدا جشن خانوادگى است و شايد يكى از دلايل ماندگارى اش همين است. چرا كه هنوز در ايران «خانواده» ركن اصلى جامعه است. هر چند كه جامعه ايرانى در حال گذار از سنت به مدرنيسم است اما يلدا هر سال به خانه هاى ايرانيان سرك مى كشد. ساليان سال يلدا مهمان خانه ايرانيان است. هر چند كه شايد چند سالى در اين اواخر حضورش كمرنگ شده بود. چرا كه مردمان ما روزهاى سختى را پشت سر گذاشته اند. آنچه بر يلدا گذشته سرنوشتى بود كه زمانه و روزگار بر آن تحميل كرد. سال هاى پس از انقلاب اسلامى يلدا مانند ديگر جشن هاى كهن ايرانى نشانه طاغوت شناخته و به كنارى گذاشته شد، بدون آنكه كسى بگويد يلدا نه در پهلوى و سلطه شاهان، بلكه در تاريخ اين مرز و بوم ريشه داشته است. جنگ بى هيچ خواستى بر ايران تحميل شد. مردم پيش از آن كه روزهاى شان پس از انقلاب به روال عادى برگردد درگير جنگ شدند. سال هاى جنگ، سال هاى دورى و جدايى بود. زمستان و پاييز روزهاى عمليات بود و درگيرى، شب يلدا ميان آن روزهاى پرحادثه گم شد، اما هنوز ايرانيان آن شب را با تفأل به حافظ سپرى مى كردند. روزهاى جنگ، روزهاى كوپن و كمبود و گرانى هم بود. شب هاى وضعيت هاى قرمز و بمب و موشك هم بود. باز هم يلدا هر چند كم فروغ اما به خانه هاى ايرانى سر مى زد.

جنگ تمام شد و يلدا حضورش پررنگ تر شد. بمب و موشك و كوپن تمام شد، اما گرانى نه. هر سال يلدا يادآورى مى كرد كه غير از مشكلات زندگى، آيين و جشنى هم هست. يلدا دوباره برگشت پرقدرت تر از هميشه. خورشيد متولد شد. دوباره خانواده ها دور هم جمع شدند. شاهنامه و ديوان حافظ با مردم آشتى كردند. هر چند شايد كمى شكل و شمايل آن تغيير كرده باشد و سفره هاى يلدا رنگين تر از روزگار باستان شده باشد. اما اين نشان مى دهد يلدا ماندگار است.

شايد يلداى امسال نويد آن باشد كه دوباره جشن و شادى به ميان ايرانيان بازمى گردد. مردم ايران روزهاى سختى را گذرانده اند، اين را تقويم اين سال ها مى گويد؛ اما خورشيد متولد مى شود، اين را قديمي هاي اين قوم گفته اند.

 امیدوارم شادیهایتان به بلندی امشب و غمهاتان به کوتاهی امروز باشه

راستی چند ساعت بیشتر به تموم شدن پائیز نمونده لطفا برید جوجه هاتونو بشمرید

شب زيبائي داشته باشيد


نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1384 و ساعت 11:33 توسط : Silver Boy

 

|| [لينك مطلب] ||[ بازگشت به بالا ]


 

درباره

 

آخرین مطالب ارسالی

 


جست و جو در وبلاگ

 

لینکستان

 

دانشگاه علم و صنعت ایران

کمیته مبارزه با سانسور اینترنت در ایران(کلی سایت فیلتر شکن)

ليست كاملي از نرم افزارهاي فيلترشكن

پارسی موزیک (کلی آهنگ)

پورتال جوانان ايراني

روزنامه هاي ورزشي امروز

اعلام آخرين نتايج بازيهاي فوتبال در جهان با تاخير كمتر از چند ثانيه

100 مكان برتر دنيا براي سفر

مشخصات كاملي از تمام برجهاي دنيا،كشورهاو شهرها

سريال و كرك برنامه

وزن شما در سيارات ديگر

تاریخ تولدتو به میلادی بزن ، سنتو تو سیارات دیگه ببین

***************** ديدم لينك جالبيه گذاشتم اما اميدوارم هيچ وقت به كارتون نياد  


آمار وبلاگ

 

..::::کوچولوی شیطون::::.. ...:::::(Silver Boy):::::... متولد: دوشنبه 9 آبان 1384 Born:October31,2005

**********

تعداد افراد آنلاين:


براي ديدن آمار بازديدكنندگان روي مربع كليك كنيد ********************

Page Rank Checker

Check Page Rank


موسیقی

  نام آهنگ : گل اركيده خواننده : ايليا منفرد

عکس

  *** براي بزرگتر ديدن *** ** روي عكس كليك كنيد **  

www.Cruel-Boys.Com - The Professional Website For Download All Programme And Music
هر گونه کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد