گفتم ایندفعه چندتا جک بگم که شاید کمتر شنیده باشید راستش تقصیر منم نیست که اکثر جکها مربوط به جای خاصیه 
به یه ترکه میگن شما آشغالاتون رو تو چی میریزید؟
میگه لای نون.
میگن لای نون ؟؟؟
میگه نمیدونم لای نون یا نای لون...
*****
یه روز یه ترکه میزنه باباشو میکشه، ازش میپرسن چرا این کاررو کردی؟
میگه اخه این روزای آخر بد به مامانم نگاه میکرد.
*****
ترکه داشته خاطراتشو تعریف میکرده ، میگفت که : وسط اقیانوس داشتم شنا میکردم یهو دیدم یه کوسه داره دنبالم میاد سریع رفتم بالای درخت...
دوستاش میخندن و میگن آخه یه چیزی بگو که آدم باورش بشه آخه وسط اقیانوس که درخت نیست
ترکه میگه شما که نمیفهمید ... مجبور بودم دیگه.
*****
به تركه ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر!
بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!
ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!
*****
از تركه ميپرسن آرزوت چيه؟
ميگه: كاشكي اردبيل پايتخت بود! ميگن: چرا؟!
ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!!!
*****
تركه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست...
تركه ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!!!
*****
تركه با كايت ميكوبه به ساختمون بانك كشاورزي، 730 نفر كشته ميشن! ...البته از خنده!!
*****
یه ترکه رو برق میگیره فیوز میپره ، فیوز رو میزنن بالا ترکه میپره !!!
نوشته شده در جمعه 20 آبان1384 و ساعت 11:2 توسط :
Silver Boy