يونسكو : ماسوله دومين شهر تاريخي جهان
ابنجا ماسوله است دومين شهر تاريخي جهان بعد از ونيز ايتاليا

از ماسوله گفتن و نوشتن یه حس وحال خاص می خواد.ماسوله یه دنیاست. برای هر کس که اونجا رفته یا اونجا زندگی می کنه ماسوله یک دنیاست ديگه ببينيد
من كه اصليتم ماسوله ايه چيه؟؟؟
هرکس ماسوله میره هیچ وقت فراموشش نمی کنه. نمی دونم محیطش چی داره که آدم رو اسیر خودش می کنه. یکی شاد میشه یکی میره تو فکر،یکی عاشق می شه، یکی... ولی همه دوستش دارن. اون نم نم بارونش رو، اون مه و جنگلش رو... پله هاش، خونه هاش.
ماسوله بخاطر نوع عجیب خونه سازیش معروفه. روی بدنه پرشیب کوه،اینجا سقف هر خونه حیاط خونه بالائی است. خونه ها رو درست روی هم ساختن. از پله میری بالا از روی بام رد میشی بعد دوباره از پله میری بالا و از روی یه خونه دیگه رد میشی...تمام فضاهای روستاشون رو همین شکلی ساختن.
بازارچه شون، که خودش یک دنیاست، قهوه خونشون و حتی مسجدشون.
درست جلوی در مسجد یه قبرستونه. اونم روی پشت بوم! قبر آدم های مهم دهشون اینجاست، با سنگ قبر های قشنگ. قبر شهیدها هم هست. این یکی وقتی شهید شده درست هم سن من بوده. درست همون سالی شهید شده که من به دنیا اومدم...خیلی جالبه ، جهت هر کدوم از قبر ها با اون یکی فرق داره.
بازار ده خیلی قشنگه با درهای چوبی و شیشه های خاک گرفته. یه کتاب فروشی هست که خیلی کتاب های جالبی داره، کتابهای قدیمی و جدید، حتی کتاب های انگیسی...
ولی این شهرنشین های...اینجا هم عادت هاشون رو با خودشون آوردن. با خودم 50-60 سال پیش ماسوله رو تصور می کنم که هیچ توریستی اینجا رو نمی شناخت. تو مغازه هاش نوار منصور و مدرن تاکینگ نمی ذاشتن و سبدهای دست سازشون رو به قیمت خونشون حساب نمی کردن. اون وقتی که قهوه چی ماسوله مهمون ها رو هم کنار پیرمردهای ده می نشوند و براشون چائی داغ می آورد.
ولی با تمام این حرف ها باز هم ماسوله یک دنیاست. وقتی صبح زود توی یه خونه دهاتی از خواب بیدار میشی و بوی جنگل رو احساس میکنی، وقتی سرت رو از پنجره بیرون می بری و مه رو می بینی که تا پائین ده رو سفید کرده، وقتی زنهای ده رو می بینی که مشغول نون پختن هستند، اون وقت که دلت می خواد بری بشینی لب پنجره، پاهات رو از پنجره آویزون کنی، سرت رو به لبه دیوار تکیه بدی و بوی جنگل رو تا ته سینت فرو بدی و برای دختر بچه ها از اون بالا دست تکون بدی و احساس کنی اگه بخوای همین الآن از همین جا می تونی پرواز کنی. اون پائین صدای رودخونه، اون بالا مه که از جنگل آروم آروم بالا می ره...
ماسوله هتل جهانگردی هم داره ولی وقتی می تونی بری توی یه خونه بخوابی که صاحبخونه شب بهت لحاف های خودشون رو بده و صبح زود برات نون تازه و سرشیر محلی بیاره، مگه مغز آدم عیب داره که بره هتل!
سوغاتی های ماسوله خیلی خوشگلن. یکجور عروسک های کوچولو دارن که با کاموا می بافنشون و یک دمپائی هاییکه روشون منگوله داره. همشون رنگی رنگی هستن. صنایع دستی مردم هرجا دقیقاَُ عین خودشون می مونه، سوغاتی های ماسوله هم درست عین مردمش است: ساده و شاد.

بزرگترين و قديمي ترين پنجره كشويي ( ارسي ) ( مسجد قنبر آباد )در جهان
«شهرك چشمهسارهاي شفاف» «روستاي پلكاني» «شهرك ستارگان روشن» «روستاي آبشارهاي غلتان»؛ اين روستاي مسحوركننده در 36 كيلومتري شهر فومن در استان گيلان واقع است. جادة با صفايي كه در ميان شاليزارهاي سبز و خرم و جنگلهاي انبوه و سر به فلك كشيده از دو سر احاطه شده است ماسوله را از شرق به فومن و به دنياي خارج ارتباط ميدهد.
اگر از كنار بستر مواج و خروشان «ماسوله رودخان» كه از ستيغ كوهستانهاي ييلاقي ماسوله سرچشمه گرفته و از پايين روستا ميگذرد به تماشا بايستي طبيعت زيباي ماسوله در نيمه نخستين سال، با طراوت و سرسبز است، مثل تكههاي زمرد، و در نيمة دوم سال، مانند قطعاتي از طلاي ناخالص، لابهلاي بناهاي قديمي و چشمگير آن ميدرخشد و منظرهاي بس دلپذيري و رويايي به آن ميبخشد. روستا متشكل از چهار قسمت به نامهاي «محلة خانهبر» «محله مسجدبر» «اسدمحله» و « كش سر» است كه در وسعتي به مساحت تقريبي صد و پنجاه هزار متر مربع رخ مينمايد.
اختلاف ارتفاع از بلندترين نقطه تا پايينترين سطح روستا قريب صدمتر بوده و همين مسئله موجب پيدايش نمايي بينظير در معماري ماسوله است. بدين نحو كه گذرگاهها و معابر عمومي اكثراً همان بامهاي خانههاست.بهعبارت ديگر در ماسوله غالباً وقتي از كوچهاي گذر كني از روي بام چند خانه گذشتهاي و ارتباط اين گذرگاهها، با وسيلة پلههاي سنگي است كه نماي كلي روستا را يكپارچهتر و زيباتر ميسازد.
خانهها بيشتر دوطبقه و به ندرت يك و يا سه طبقه است. دالان، سياهچال، انبار، پلههاي بلندي كه طبقة همكف را به طبقة دوم ميپيوندد، «پشن» كه همان «توالت» باشد، هال كه به زبان محلي به آن «چغم» ميگويند، اتاق نسبتاً بزرگي كه محل پذيرايي ميهمان است، اتاق كوچكتري كه نشيمنگاه دائمي ساكنان خانه است، و «سومه» كه مقر زمستاني خانواده است به اضافه تالار كه عبارت از ايوان كوچكي است قسمتهاي يك خانه بزرگ و كامل را در ماسوله تشكيل ميدهد. خانههاي كوچكتر سادهتر است و فضاي كمتري دارد. ماسولهاي خانههاي خود را با خشت و سنگ و تيرهاي چوبي و سرخس وحشي ميساختند. سرخس وحشي يا به زبان محلي «خَزف» بهطور خودرو در ماسوله و اطراف آن به فراواني ميرويد و عايق آب است. اكثر ماسولهايها سالي يك بار رو بناي خانههاي خود را با گلي زرد و بام آن را با گل كبود كه هر دو از كنارة «ماسوله رودخان» به دست ميآيد اندود ميكنند.
ماسوله هم نزديك به درياست و هم قريب هزار و پنجاه متر از سطح دريا ارتفاع دارد و آب و هواي آن آميزهاي است از لطافت هواي كوهستاني و رطوبت هواي دريا.
بازار ماسوله كه مركز تجارت ماسوله است بازاري است بدون سقف با چند طبقه كه منظرة جنگل را روبه روي خود دارد با دكانهاي چموشدوزي، آهنگري، چاقوسازي، نانوايي، بقالي و ...
اعتقادات مذهبي مردم ماسوله را از وجود پنج امامزاده و 18 مسجد در سراسر روستا بهتر ميتوان بازشناخت. در مورد علم باوري اين مردم كافي است بدانيم كه از دير باز داراي چنان فرهنگ اجتماعي درخاشاني بودهاند كه در استان گيلان بعد از شهر رشت در روستاي ماسوله مدرسه ايجاد شده است
نقش ماسوله و ماسولهايها در نهضت جنگل
ماسوله و جنگلها و كوهها و مناطق اطراف آن يادآور مبارزات مجاهدان جنگل و گيلان زمان پاكباخته است. در تاريخ معاصر و خصوصاً تاريخ مبارزات نهضت جنگل به رهبري ميرزا كوچكخان جنگلي كه 7 سال طول كشيد، مبارزان جنگل با استفاده از موقعيت سوقالجيشي ماسوله و ارتفاعات مجاور آن و با همكاري صميمانه مردم اين منطقه ضربات سهمگيني بر پيكر متجاوزان روسي و انگليسي و عوامل داخلي آنان وارد نمودند. از جمله مهمترين جنگلهاي اين منطقه، جنگ ماسوله و جنگ ماكلوان است
در جنگ ماكلوان قنسول روس سيصد قزاق روس را كه در بيرحمي و شقاوت شهرت داشتند و پنجاه قزاق ايراني با مهمات كافي به فرماندهي ابوالفتحخان ياور براي سركوبي جنگليها فرستاد. در مسير حركت قشون دولتي از جاده ماكلوان به ماسوله نيروهاي جنگلي كه بيش از هفتاد تن بودند از تپه ماكلوان به ماسوله حمله كردند و 134 نفر از نيروي دشمن به صومعهسرا گريختند و بقيه كشته و اسير شدند و مقدار زيادي اسلحه و اسب به غنيمت مجاهدان جنگل درآمد.
در جنگل ماسوله حدود چهار هزار سوار نيزهدار و پياده توپخانه به فرماندهي كالچوكاٌف به جنگل گسيل ميگردند. اميرتالش از ضيابر، و برهانالسلطنه طارمي از طارم، و هفتصد قزاق ايراني به سركردگي «ماهانوف» از راه زنجان و ماسوله، و قزاقهاي پياده با پشتيباني توپخانه از خط رشت پيشروي كردند. اين نبرد نابرابر بر اثر ريزش برف سنگين و محاصره نيروهاي جنگل به دست نظاميها به شكست جنگليها انجاميد، اما سه ماه پس از جنگ ماسوله، جنگليها از كمينگاههايشان خارج شدند و به سمت فومنات سرازير گرديدند.
بسياري از اهالي ماسوله با نيروهاي ميرزا همكاري صميمانه داشتند و جمعي نيز به استخدام نهضت در آمدند كه در ماسوله تحت رياست «صادق كوچكپور» گروهان ماسوله را تشكيل داده و برعليه اجنبي مبارزه نمودند
درباره ماسوله
هرجا كه تنوع طبيعي و انساني - تحت سيطره زمان و تاريخ - درهم مي آميزد، نوعي از الگوهاي زيستي شكل مي گيرد، كه به نوبه خود مي تواند استثنائي و منحصر به فرد باشد.
ماسوله، نمونه بارزی از اين نوع زيستگاه تاريخي بشر است، كه به عنوان يك اثر ملي در سال 1354 شمسي به شماره 1090 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. اين شهر تاريخي، در طول عمر هزار ساله خود، در هماهنگي خارق العاده ميان انسان و طبيعت. نمونه بارزی به شمار می آيد. ماسوله در عرض جغرافيائي 13و09و37 شمالي و طول جغرافيائي 14و59و48 شرقي و در منتهي اليه منطقه مرطوب خزري، واقع در دره رودخانه اي كه سرچشمه هاي آن نزديك دومين قله بلند كوه هاي طالش (ماسوله داغ با ارتقاع 3050 متر) است قرار دارد. ارتفاع آن از سطح درياي آزاد 1050 متر و اختلاف بين پايين ترين و بالاترين نقطه اين شهر كوهستاني بيش از 120 متر است.
آميزه اي از فرهنگ هاي سه گانه طالش، تركي و گيلكي از يكسو و طبيعت هاي سه گانه جنگلي، مرتعي و كوهستاني، از سوي ديگر، فرهنگ و تمدن خاصي را به وجود آورده كه اولين نمايه كالبدي آن، شهرسازي و معماري خاص ماسوله است. در حالي كه اين كالبد، متاثر از ارتباطات پيچيده و ويژه اجتماعي و اقتصادي اين زيستگاه كهن مي باشد، به شدت بر ارتباطات فوق تاثير گذار است. بدين ترتيب در يک همكنش مداوم و مستمر، پويائي شگفت انگيزي در حيات تاريخي الگوهاي زيستی ماسوله به وجود آورده است.
اين شهر تاريخي در وسعتي معادل 6/1 هكتار و در چهار محله ي خانه بر، كشه سر، اسدمحله و مسجدبر شكل گرفته است. داراي بازاري در چهار طبقه مي باشد که هر چهار محله بطور مستقل به بافت بازار شهر ارتباط بي واسطه دارند. در حال حاضر در ماسوله بيش از 350 واحد مسكوني وجود دارد كه در گذشته (حدود صد سال پيش)، اين تعداد به 600 واحد بالغ مي گرديده است. وجود بيش از 120 واحد تجاري در محدوده بازار آن، بيش از 6 كاروان سرا، دو حمام قديمي، بيش از 33 چشمه عمومي، ده مسجد و پنج امام زاده حاكي از رونق و شكوفائي اين شهر در دوره هاي متاخر مي باشد. جمعيت ماسوله طي 60 سال گذشته از حدود 3500 نفر به 900 نفر كاهش يافته است. اين امر نشانه سير نزولي تاريخ اين شهر كهن است.
انسانهائي كه در يك زندگي كاملا سازگار با طبيعت، اين زيستگاه و اين كالبد شهر ي و معاري خارق العاده را خلق كردند، اگر مي دانستند آيندگانشان اين گونه با دست آوردهايشان رفتار مي كنند، بي شك، به سادگي آنها را به آيندگان نمي سپردند.
در ده های اخير و به دلايل گوناگون هويت تاريخی فرهنگی و زيست محيطی اين مجموعه نادر مخدوش شده است و وضعيت فعلی اين بافت باارزش در شأن شهرت قبل نمی باشد.
با اين همه شهرت و محبوبيت ماسوله در ميان پنج شهر ـ روستاي شگفت انگيز (ابيانه، كندوان، ميمند و سرسيد آقا) زبان زد خاص و عام است. شايد ساليانه چند هزار نفر مسافر از اين شهر تاريخي و مناظر تاريخي و طبيعي آن ديدن مي كنند. اين تعداد مسافر بيشتر در سه ماهه تابستان از اين شهر بازديد مي كنند، چرا كه هواي آن در اين فصل معتدل و مرطوب است. گرچه كه زيبائي هاي آن در سه فصل ديگر سال چه بسا بيش از تابستان است.
تمامي مسافراني كه علاقه مند به استفاده از مناظر طبيعي هستند در سه فصل بهار، پائيز و زمستان مي توانند شاهد مناظري بديع از طبيعت باشند. آنان كه جوياي فضائي آرام، ساكت و خلوت هستند نيز در اين سه فصل ماسوله را بسيار مناسب خواهند يافت.
چند عكس زيبا از شهري زيباتر
ميگم بالاخره آدم بايد روي اصليتشم تعصب داشته باشه 


نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1384 و ساعت 22:36 توسط :
Silver Boy